قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3404

تاريخ الفي ( فارسى )

و از جمله وقايع اين سال آنكه صلاح الدّين بعد از فتح قلعهء بيروت عنان عزيمت به صوب عسقلان منعطف داشت و آن شهر را محاصره نمود . « 1 » و اهل آن بلده در مقام ممانعت درآمده جنگ‌هاى مردانه مىكردند . بنابراين ، صلاح الدّين ، يوسف كس به دمشق فرستاده ملك كى را به آنجا طلب داشت و گفت : « اگر خلاصى خود مىخواهى ، عسقلان را به ما بسپار . » ملك فرنگ هرچند به فرنگانى كه در عسقلان مىبودند كس فرستاد و از ايشان التماس آن مىكرد كه شهر عسقلان را بدهند و او را خلاص كنند ، ايشان مطلقا التفات به سخن وى نمىكردند ، بلكه سخنان درشت به او گفته مىفرستادند كه « به شومى ملكى تو تمام ولايات از دست ما رفت و مسلمانان بر ما استيلا يافتند . اكنون به اين حال قبيح گرفتارى و از ما اطاعت و انقياد گمان دارى . » القصّه ، هرچند ملك كى مكرّر پيش ايشان كس فرستاد و ايشان را نصيحت كرد كه « اگر من از دست ايشان خلاص شوم ، باز آتش بر ايشان مىافروزم ، و تا جان در بدن دارم در آن باب مىكوشم . » مطلقا مفيد نيفتاد . آخر الأمر ، چون صلاح الدّين ديد كه ايشان عسقلان را به گفتهء ملك كى نمىدهند ، در باب گرفتن آن سعى و اهتمام نموده از اطراف و جوانب سپاه اسلام بر ايشان هجوم آورده . در اين اثنا ، در اندرون ميانهء طايفهء مهرانيه و ديگر طوايف مخالفت و منازعت روى نمود و صحبت به آنجا كشيد كه امير مهرانيه به قتل رسيد . بنابراين ، فرنگان ترسيدند كه مبادا مهرانيه از براى انتقام با صلاح الدّين متفق شده شهر را به وى تسليم نمايند و ما را به عوض امير خود به قتل رسانند ؛ چه ، مهرانيه بعد از كشته شدن بزرگ ايشان دست از جنگ بازداشته خود را به گوشه‌اى گرفته بودند . و چون جماعتى كثير بودند ، بىمعاونت ايشان مقاومت با صلاح الدين ممكن نبود . بنابراين ، جمعى از اعيان آن شهر را پيش صلاح الدّين فرستاده امان خواستند . صلاح الدّين ملتمس ايشان را مبذول داشته از براى ايشان امان‌نامه با شرايطى كه ايشان التماس كرده بودند فرستاد ، و ايشان شهر را تسليم صلاح الدّين نموده با اهل و عيال و اموال خود به جانب بيت المقدّس رفتند و صلاح الدّين به عسقلان درآمده ، سپاه خود را به اطراف و جوانب فرستاده بلادى كه در حوالى عسقلان بود ، مثل : رمله و غزّه و داروم « 2 » و مشهد ابراهيم خليل اللّه و بيت اللحم و بيت جبرين « 3 » و آنچه در آن سرحدّ در تصرّف راديه و بطرونيه بود همه را وى متصرّف شد . و فرنگان از همه‌جا به بيت المقدّس رو نهادند ؛ چه ، ايشان را در آن ساحل غير از

--> ( 1 ) . ابن اثير اين واقعه را در حوادث سال 583 ه . ق . آورده است . ( 2 ) . رجوع شود به پاورقى 1 ، صفحهء 3390 كتاب . ( 3 ) . متن : بيت جبرئيل . بيت جبرين شهركى در بين بيت المقدس و غزه .